| افت و خيز ادبيات داستاني دهه اخير ما |
|
|
وضعيت نقد و نظر در هر دو حوزه شعر و داستان اسف بار است. ما منتقد حرفه اي نداريم. ما نظريه پرداز هنري نداريم تا در کنارش منتقد ادبي رشد کند و با نگاهي تحليلي و تفسيري آثار ادبي را بگشايد و متن هاي چند لايه و ژرف را تأويل کند.
بسياري از منتقدان غيرحرفه اي ما، کارشان بيشتر بررسي و معرفي موضوعي و اطلاع رساني از بستر ظاهري تک بعدي متن هاي ادبي است. اين گونه نگاه مي تواند اطلاعات کلي به خواننده بدهد، اما هيچ گاه خواننده را به سوي ژرفناي متن ها نزديک نمي کند. حتي ممکن است خواننده را از ژرفناي متن بتاراند و او را در سطح بلغزاند.
اين تاراندن ها و لغزاندن ها عموماً خواننده را راحت پسند و آسان ياب بار مي آورد. مي گوييم بحران در شعر و داستان، امروزه گريبانگير و فراگير شده است.
عده اي مي گويند و مي نويسند که در عصر ارتباطات ماهواره اي و رايانه اي و توليد گسترده و انبوه آثار هنري با اشکال تازه و نگاه هاي متنوع نوگرايانه، عمر آثار گذشتگان و ميراث کهنسال دوران کودکي بشريت در حال غروب است. عده اي بر اين باورند که دستگاه ها و ابزارهاي پيشرفته ارتباطات ديداري و تصويري و شنيداري، دارند نگاه ها و ذهن ها و انديشه هاي مردم را اشغال مي کنند و اين روند به ناگزير باعث افول و غروب و مرگ آثار گذشتگان مي گردد و در آينده اي نه چندان دور، تاريخ مصرف اين گونه آثار به پايان خواهد رسيد. نظرات فوق عموماً شبيه سخن آن نظريه پرداز ليبرال مسلک ژاپني است که «پايان تاريخ» را اعلام کرد و در توهم خود به قهقهه و پايکوبي مشغول شد.
صدور اين گونه احکام قطعي با لفاظي کار آساني است اما داوري زمان سخت گير و باطل کننده احکام نادرست و خيالي است.
و احمد تدين
|
«آن کس که خنده نمي داند همان به که آثار مرا نخواند» ![]() طنز و نيشخند و فکاهي با لبخند بر چهره ها، بت واره ها و سنگواره هاي تابووار سجده گاه هاي دروغين را در ذهن و باورها مي شکند و ناگزير نگاه ها را نيز دگرگون مي کند. مي دانيم که در همه خنده هاي برخاسته از بافت متن هاي ادبي طنزآميز و فکاهي، همواره نيشخندي نيز پنهان است. نيشخند به چيزهايي که بسيار جدي و درست و ازلي پنداشته اند و از آن پنداشت ها بتي قابل سجده ساخته اند. نيشخند نهفته در متن هاي طنزآميز به اين بتان و سجده گاه هاي دورغين ضربه زده اند و نگاه ها و ذهن هاي مخاطبين را به شک افکنده اند. نقل سخن نيچه براي ورود به بستر پنهان متن هاي طنز آلود قابل تامل است. نيچه سخن فوق را تفسير نمي کند و به شرح و توضيح آن نمي پردازد. سخن اش را در بافت واژه هاي جمله اي مرکب مي پيچد و مي گذارد تا خواننده آن جمله پرمفاهيم را بشکافد و به ژرفاي پرکنايه آن دست يابد. نيچه مي گويد کساني که قادر نيستند به باورهاي کليشه شده و به قراردادهاي پوچ و دروغين و به چيرگي بت هاي جهل انساني خنده زنند، نبايد آثارش را بخوانند. زيرا بسياري از آثار او، خنده و نيشخند به ارزش هاي بازدارنده انسان ها است. ارزش هايي که اندک اندک در گذر زمان به ضدارزش زندگي انسان تبديل شده اند و سنگواره اي از آنها باقي مانده که اکنون بت هاي تابووار شده اند. نيچه در فصل 327 کتاب «حکمت شادان» خود با عنوان «جدي گرفتن» مي نويسد؛ «عقل اکثر آدم ها يک ماشين سنگين، شوم و فکسني است که به سختي مي توان آن را راه انداخت. هنگامي که آنها با اين ماشين کار مي کنند و مي خواهند خوب فکر کنند اين اقدام را «جدي گرفتن امور» مي نامند. خوب فکر کردن براي آنها چه طاقت فرساست، هر گاه اين جانور ظريف انسان، خوش اخلاقي خود را از دست دهد، مي گويد که او جدي شده است؛ پيشداوري اين حيوان جدي عليه حکمت شادان. خوب، پس حالا ثابت کنيم که اين يک پيشداوري است.» |
خبرگزاری مهر در تاریخ بیست و یکم اردی بهشت خبر چاپ کتاب جدیدم را منتشر کرده است .
این خبرگزاری نوشته است :
| توسط حسن اصغری ؛ | |
| نوزده داستان کوتاه فارسی کالبدشکافی شد | |
| کتاب " کالبدشکافی نوزده داستان کوتاه " به قلم حسن اصغری توسط نشر قطره منتشر می شود. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، عنوان قبلی این کتاب " کالبدشکافی بیست داستان " بود که با نقد داستان هایی از دهه بیست تا اوایل دهه پنجاه به وزارت ارشاد رفت و پس از حذف یک داستان و حدود چهل صفحه از کتاب ، نام " کالبدشکافی نوزده داستان کوتاه " به خود گرفت. این نویسنده و منتقد، داستان هایی از جمال زاده، صادق هدایت، بزرگ علوی، جلال آل احمد، صادق چوبک و... را با نقد و تفسیر آماده چاپ کرده است. بخش حذف شده این اثر نیز بخشی از رمان " کلیدر " محمود دولت آبادی است. حسن اصغری از جمله نکات برجسته این کتاب، به مفید بودن جنبه های فنی و ساختاری نقد برای نوآموزان و داستان نویسان جدید اشاره کرده است. |
در عرصه داستان نويسي دهه هاي 20 ، 30 و 40 تاکنون، اصول از پيش تعيين شده و مدون و تعريف شده
مکاتب ادبي، رئاليسم و ناتوراليسم و سوررئاليسم و حتي رمانتيسم و رئاليسم سوسياليستي در ساخت و بافت آثار داستاني و در نگاه و انديشه داستان نويسان ما بازتاب عميق داشته است. اين بازتاب، گاه گاه به گونه يي عريان و مستقيم در آثار داستاني برخي از نويسندگان اعم از داستان کوتاه و رمان چشمگير بوده است. در آثار داستاني صادق چوبک، اصول و نگاه مکتب ناتوراليستي با اصول و نگاه مکتب رئاليسم انتقادي در هم آميخته و ترکيب ويژه يي پديد آورده که خاص آثار روايي خود چوبک است و در آثار داستاني نويسندگان ديگر با چنين ترکيبي ديده نمي شوند.
|
|
جنبش ادبي هيچ گاه خلق الساعه پديد نمي آيد و نياز به زمينه و بستري اجتماعي دارد تا بتواند در آن جوانه بزند و رشد کند و شکوفا بشود. جنبش ادبي البته علاوه بر بستر اجتماعي لازم که عامل تدارکات است،